دلنوشته| ویکی پدیا فارسی

دلنوشته

دقت کردین جملات وارونه چجوریه? 

 گنج* جنگ. میشود

درمان *نامرد میشود

قهقه* هق هق. میشود

 ولی 

دزد همان دزد است

درد همان درد است 

گرگ همان گرگ است

آری نمیدانم چرا

من "نم " زده است 

و یار " رای" عوض کرده است

" راه" گویی "هار" شده است

و"روز "به "زور" میگذرد

"اشنا" را جز در "انشا" نمیبینی 

وچه "سرد" است این "درس" زندگی

اینجاست که" مرگ "برایم "گرم " میشود 

چراکه" درد "همان "درد" است

خدایا دلم "آرامش" وارونه میخواهد... 

"شمارا "میخواهد